مدرسه‌ها را مي‌توان تا نخستين روزهاي پيدايش تلمود در فلسطين و بابل پيگيري و در بسياري‌ كشورهاي شمال آفريقا و باختر آسيا و اروپا، در دوران سده‌هاي ميانه دنبال كرد.1
آموزگاران اصلي يهودي الزاماً در يشيبُت يافت نمي‌شدند، گرچه در اينجا هم مانند همه‌ جا برجسته‌ترين معلمان احتمالاً بيرون از مدارس نيز نيستند؛ بهترين آموزگاران در بلندمدت‌ كساني هستند كه درس نمي‌دهند، بلكه تنها وظيفه‌ٴ قهرمانانه‌ٴ خويش را ايفا مي‌كنند. از اين‌ لحاظ، مي‌توان گفت بزرگ‌ترين معلمان يهودي در نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم در ميان‌ درست‌دينان‌، لاوي بن گرشن در جنوب فرانسه بود و در ميان قرائيه‌، هارون بن الياس در عثماني‌.
خلاق‌ترين انديشه‌هاي تربيتي را يوسف كسپي در وصيت‌نامه‌ٴ اخلاقي خويش عرضه كرد، كه براساس يك سنت قديم يهودي در سال 1332 در بلنسيه تأليف كرده بود. اين كتاب حاوي‌ نصايح اخلاقي موٴلف براي فرزندش سليمان است و گزيده‌اي از يك دوره آموزش ويژه‌ٴ چهار تا بيست سالگي و پس از آن است‌، واز اين لحاظ، سند بسيار جالب و كميابي در ادبيات سده‌هاي‌ ميانه است و به ما امكان مي‌دهد تصوري از پيش‌رفت معنوي يك نوجوان نجيب‌زاده‌ٴ يهودي آن‌ روزگار را به دست آوريم‌.

ج‌. اسلام‌

برجسته‌ترين مربي سده‌ٴ گذشته محمد بن احمد رقوطي مرسي بود. از محيط زندگي و تاريخ‌ درگذشتش اطلاعي نداريم‌. ممكن است در سده‌ٴ چهاردهم در گذشته باشد. تا آنجا كه مي‌دانيم‌، او كتابي ننوشت و اين گواه آن است كه احتمالاً معلمان خلاق ديگري نيز بوده‌اند كه از كارهاي خود نشاني برجاي نگذارده‌اند. مرداني كه علاقه‌ٴ ژرفي به آموزش دارند، كم‌تر به‌كار ديگري مي‌پردازند و فرصتي براي نوشتن ندارند. ممكن است شهرت آنان در ميان معاصرانشان چشم‌گير باشد، ولي با مرگ شاگردانشان اين شهرت از ميان مي‌رود.
بزرگ‌ترين معلمان اين عصر كه خاطره‌شان براي ما حفظ شده‌، همگي در شرق بودند. برجسته‌ترينشان رشيدالدين همداني ايراني بود كه ثروت خويش را صرف ترويج دانش و هنر كرد. او خود محققي نامدار و از بزرگ‌ترين ادباي سده‌هاي ميانه بود و براي ترويج و حفظ آثار خويش سعي زيادي كرد. با توجه به خلاقيت ذهني وي‌، عجيب است كه براي اين كار درصدد استفاده از هنر نقاشي برنيامد، حال آن‌كه با آن به خوبي آشنا بود.


1. براي راه‌نمايي كلي در اين زمينه نك‌: مقاله‌هاي يهودا داود ايزنشتاين (دايرةالمعارف يهود، ج 12، ص 595- 600، 1906) و. س‌. آصف (دايرةالمعارف يهود، ج 9، ص 25 - 42، 1932).